علی سطوتی قلعه » شعر » دوست دارم تا چند دقيقه‌ی بعد بمباران شده باشم

قلب جیبی ام را پنهان کرده ام

دوست دارم تا چند دقيقه ي بعد بمباران شده باشم

همين كه نمي خواهم سبيلم را برگردانم داغانم

من كه از درون گرفته ام ميله هايم را

و حيواناتم را به رنگ خشك درآورده ام

ديگر بعد از ظهرهايم را برنمي دارم

هر چه قدر كه نوجواني ام را ريخته باشم توي قوطي و مصرف كرده باشم قسم مي خورم

دوست دارم تا چند دقيقه ي بعد بمباران شده باشم

آن قدر مطمئنم كه خودم را باچشم هايم مي بندم

شماره ي دوست دخترم را مي گيرم

و فكر مي كنم كه بايد صدايش را جايي شنيده باشم

معرفي مي كنم خودم را به نحوي كه در بخشي از متولدين سال خوك به آن برخورده ام

اعتصاب هوا را ادامه مي دهم

چند گرم نور هسته اي را كه به دست آورده ام كنار مي گذارم

دوست دارم تا چند دقيقه ي بعد بمباران شده باشم

دست مي اندازم توي سيگارهايم

و مرتضا مرتضايي را بيرون مي كشم

از زير ناخن هايم مي ريزم بيرون

چرا راست نمي كنم؟

هر كسي را به جا نمي آورم مي روم توي دماغش

اصلا نمي توانم دوست دخترم را تنها بگذارم

دراز كشيده ام

دوست دارم تا چند دقيقه ي بعد بمباران شده باشم

۱ فروردین ۱۳۸۶
تماس