علی سطوتی قلعه » یادداشت » کارکردگرایی و «کارکردگرایی»: درباره‌ی «اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع»

«من واقعن هیچ نظری ندارم و الان می‌خواهم درباره‌ی چیزهای دیگری مثل خورشید حرف بزنم.»
اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع ـ قطعه‌ی 72

«اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع» را می‌توان در ابتدای قطعه‌ی 72 آن خلاصه کرد؛ جایی که اختگی سوژگانی، دل سپردن به منطق تصادف و یک‌کاسه کردن زمان نوشتن و زمان نوشتار، به تمامی به رخ کشیده می‌شود. همه‌ی قطعات این کتاب را باید چونان نتیجه‌ای در نظر گرفت که از این 2 جمله به دست می‌آید. اگرچه در نگاه نخست، خواست روایتگری و فانتزی است که بیشترِ این قطعات را شکل می‌دهد، اما آن چه در پایان باقی می‌ماند، نه آن روایت‌ها و نه حتا آن سویه‌های فانتاستیک که جای آن، یک تهیگی مسطح است؛ یک جای خالی که اصلن خالی بودن جایش به چشم نمی‌آید؛ چون قرار نیست این جای خالی نشان داده شود؛ چون هنوز می‌شود درباره‌ی چیزهای دیگری حرف زد. درست به دلیل همین دست‌و‌دلبازی روایی است که فانتزی «اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع» نمی‌تواند به واقعیت نفوذ کند و آن را از پای دربیاورد. این است که فانتزی، خود قربانی می‌شود و قدرت ویرانگری خویش را به نوعی بافت همگون زبانی وامی‌گذارد. جنگ جهانی دوم، کرگدن‌ها، کشتی‌های بزرگ، سگ‌هایی که زیر ماشین می‌خوابیدند و موتیف‌های دیگری از این دست که در همه‌ی جغرافیای کتاب و با تراکم بالا پراکنده‌اند،  هر یک سنگ‌هایی هستند که به دورترین نقطه‌های ناخودآگاه پرتاب می‌شوند، بدون آن که به جایی اصابت کنند. این پرش‌های روایی هرگز به آشوب و اغتشاش کشیده نمی‌شوند و آن معصومیت، ملایمت و لحن کنایی خود را از دست نمی‌دهند. این‌گونه به نظر می‌رسد که هیچ کنترلی در میان نیست: همه چی در زمان حال نگاه داشته شده ـ گویی بر اساس این حکمت قدیمی که «دم را بچسب» ـ تا برای همیشه فرصت باشد به همه چی چنگ انداخته شود و همه‌ی حوزه‌‌های دلالی امکان آن را یابند تا به یکدیگر بپیوندند و نمایشی به ظاهر چند لایه را به راه بیندازند. منطقی که این کولاژِ کمابیش متهورانه را امکان‌پذیر می‌کند، صرفن منطق مصرف است و صرفن ارزش افزوده‌ای که هر یک از آن حوزه‌ها به متن تزریق می‌کنند. به عنوان مثال، موتیف‌های مثل مرز افعانستان، جمهوری سان‌مارینو، بردگی در انگلستان، خلیج، سازمان ملل، بازداشتگاه، رئیس جمهور برزیل و ... که تعدادشان هم کم نیست، بیش از آن که سویه‌ی سیاسی داشته باشند، تنها از آن رهیافت جهان سومی و در عین حال، ظرفیت‌های زیبایی‌شناسانه‌ی ناگزیری که در سیاست وجود دارد، اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع/حبیب محمدزاده/چاپ و انتشارات آفرینش/1387بهره می‌گیرند. همین‌طور است نام‌های جانورانی که مدام از گوشه و کنار کتاب سربرمی‌آورند؛ نام‌هایی که اگر تا دیروز در متون اسطوره‌ای، مذهبی و ادبی وجه تمثیلی داشتند، اینک به یاری محصولات والت‌دیزنی، خصلتی فانتاستیک یافته‌اند. نیز اصطلاحات علمی و گزاره‌های اسنادی که بیش‌تر یادآور شاعرانگی نهفته در رقابت‌های علمی دوران جنگ سرد و پاپیولاریزاسیون دستاوردهای عصر روشنگری در سایه‌‌ی پیش‌رفت‌های تکنولوژیک است. به این ترتیب،  آن چه این حوزه‌های دلالی ناهمگون را به یکدیگر می‌چسباند، آگاهی نیست. این وسط، هیچ آگاهی‌ای تولید نمی‌شود و آن قیافه‌ی حکیمانه‌ای که «اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع» به خود گرفته، در حد یک کلبی‌مسکلی قرن بیست و یکمی که می‌گوید: «به تو چه... زندگی کن و حالشو ببر» باقی می‌ماند. طرفه آن که موتیف‌های برگرفته از حوزه‌های ناهمگون، نه تنها از چارچوب قبلی خود خارج نمی‌شوند تا سویه‌ای رادیکال به خود بگیرند ـ چیزی که از متنی که مشخصن خواست آنارشیک خود را به پیش می‌برد، انتظار می‌رود ـ بل‌که از خاستگاه معرفتی خود نیز عقب می‌نشینند تا در نهایت به کار «شعر» بیایند. این تاکیدی است که باید در ابتدای این یادداشت می‌آمد؛ این که «اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع» به شدت شاعرانه، مسطح و دارای بافتی همگون است. همه‌ی تظاهراتِ کمابیش برآمده از خودشیفتگی که روی جلد کتاب، در صفحه‌ی اول و دوم آن و حتا در جنس کاغذ و طراحی جلدش به چشم می‌آید، به این شاعرانگی، تسطیح و همگونی دامن می‌زند. این‌که روی جلد کتاب بیاید: «شعر جنگ» و در صفحه‌ی نخست آن شماره‌ی قطعه بخورد و زیرش بخشی از یک دعای مذهبی گنجانده شود و در صفحه‌ی دوم که ظاهرن تقدیم‌نام‌چه‌ی کتاب است، نشان «Original Sample» بخورد و آن تقدیم‌نام‌چه هم خود قطعه‌ی شماره‌ی 2 کتاب قلمداد شود، همه و همه اگر تمهید شاعرانه نباشند، چه کارکردی دارند پس؟ صحبت از کارکردکردگرایی نیست. «اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع» مشخصن خواستِ کارکردگرایانه‌ای ندارد و دست‌و‌دلبازانه نوشته شده است. اما اتفاقن صحبت از «کارکردگرایی» است؛ این که هر آن چه ممکن است در حافظه‌ی تاریخی بشر ذخیره شده باشد، می‌تواند کارکردی شاعرانه بیابد، به شرط آن که ناخالصی‌های خود را واگذارند، طوری که نشود «نظر خاصی» را از آن‌ها بیرون کشید. این همان آواری است که بر سر منثور بودن این کتاب آوار می‌شود. موقعیتی که می‌توانست زمختی زبان و دست‌انداز‌های روایی را که اغلب قربانی رویکردهای بلاغی در شعر می‌شود تا آن آگاهی خیره‌کننده بیرون نزند، به دنبال داشته باشد، حالا به یک بافت شاعرانه‌ی صرف فروکاسته شده است؛ طوری که می‌شود این ویژگی کتاب را که در نگاه نخست، مهم‌ترین ویژگی آن به حساب می‌آید، ندیده گرفت و از کنار آن بی‌اعتنا گذشت.

اتاق سی‌ان‌جی شرح ماوقع
نویسنده: حبیب محمدزاده
ناشر: چاپ و انتشارات آفرینش
نوبت چاپ: اول، 1387

۸ تیر ۱۳۸۸
تماس