علی سطوتی قلعه » یادداشت » مرد مولف/درآمدی بر کارنامه‌ی یداله رویایی


"فکر کردم برای هر سنگ نامی بگذارم چرا که فکر می کردم مرگ نوعی بودن است و برای اینکه باشیم،باید نامی داشته باشیم و نام،نوعی نماست و هر کس نام خویش را می برد مثل گیاه که رشدش را و مثل عمارت که نمایش را.آن که نامی می گذارد حامل چیزی نیست.محمول چیزی است که نام نیست.ولی نام محل نمای خودش هست و نما معنای تحمل است چه در گیاه و چه در عمارت"
رویایی را بدون رویایی نمی توان خواند؛چرا که این عبارت او به تمامی در بر گیرنده موقعیت نوشتاری اوست که نام او،محل نمای خودش است.او _ و در میان چهره های شعر مدرن فارسی،تنها او _ شرایط خاص خود را دارد؛ خاصیتی مکرر و در عین حال ممتد.هر چه تکرار می شود بیشتر ادامه می یابد.تنها یک موالف می تواند در این شرایط دوام بیاورد،مولفی که مشروعیت خود را قبل و به واسطه حضور خود کسب می کند.ارجاع مداوم به خود _ به مانیفستی که چند دهه از صدور آن می گذرد _ در واقع آستانه تحملی را می نمایاند که در طی این مدت نسبت به او روا شده است.همه او را می‌شناسند.رویایی،جای خالی خود را پر کرده است.
2-"هر آخری شروعی دارد،همه آخر ها اگر شروع نشوند،تمام می شوند. و آخرها،همیشه شروعشان را جا می گذارند در نمایش نام شان،که هر نامی حرفی دارد"
رویایی،نوشتن را از نام کتابی که در سر دارد،شروع می کند،نام هر یک از کتاب های او محل نماست.ادبیات رویایی،ادبیات نامگذاری است؛کنشی بنیادین که ریشه در زیرساخت شهودی حجم گرایی دارد و از پیوند های آن بر عرفان نظری پرده بر می دارد.تنها نام _ آن نام آیا و آینده _ نام مثل حجم گرایی،مثل همه نام هایی که رویایی برای کتاب هایش برگزیده است _ می تواند نجات دهد.هر نام،اگر آن نامی باشد که باید _ اگر چه اسم اعظم نباشد _ به تولید کتابی می انجامد و متن هایی از پی آن به نوشتن در می آید.این گونه است که رویایی همواره به تولید همزمان کتاب و متن فکر می کند. نام کتاب های او به ترتیب انتشار و در کنار هم به مسیری اشاره دارد که طی آن این همزمانی تشدید می شود و انجام موفق تری به خود می بیند.بررسی کیفیت این همزمانی می تواند دورنمایی از حرکت رویایی به دست دهد.
3-دریایی ها،دلتنگی ها و لبریخته ها،نام هایی هستند که هر یک با جمع قاعده مند اسمی مفرد حاصل شده اند و طبیعت دیوانی محمول خود را به نمایش می گذارند.این کتاب ها بیشتر از آنکه کتاب به آن ترتیبی که رویایی در سر دارد باشند،مجموعه قطعاتی را در بر می گیرند که هر کدام یک نام بیشتر ندارند.«از دوستت دارم» نیز گرچه نام و نمایی دیگر برای خود برداشته است، در عین حال کتاب را قربانی نوشتار می کند و اتفاقا فاصله بیشتری تا نام خود می اندازد.در این فاصله، رویایی هر چه می کشد از "ها" ست؛از حدیث حاضر و غایبی که "ها" در میان دارد. "ها" مانع از نیل به هستی بی واسطه ی کتاب می شود. "ها" فیزیک کتاب را کنار می گذارد و خود را مقدم بر آن می شمارد.این همان مسئله ایست که هفتاد سنگ قبر آن را دور می زند.کتاب هفتاد سنگ قبر، گرچه به مجموعه ای از سنگ ها اشاره دارد و مثل تمامی نام هایی که رویایی بر می گزیند، از مسیر "ها" گذشته است؛امّا به درستی روی جلد کتاب جا می ماند،کتاب،نام خود را جا می گذارد و هر صفحه از خود را سنگ می کند و در انتها وقتی پشت جلد می آید که "فکر کردم برای هر سنگ نامی بگذارم" خود به سنگی بدل می شود که روی آن نام "هفتاد سنگ قبر" را گذاشته اند و انگار که نام رویایی به نام «نام پدر» درج می شود."هفتاد سنگ قبر، در واقع و در واقعیت حاصل هفتاد سنگ قبر نیست.تنها محل نمای خودش هست.این بار،رویایی نام و نوشتن را قربانی کتاب می کند.رویایی به فرم کتاب رسیده است و اینجا و دقیقا همین «جا»ست که رویایی محل خودش را می یابد؛گیرم که به نام «نام پدر»به نام موالف که کار اسم اعظم می کند؛گیرم که میان این همه نام در هفتاد سنگ قبر گرفتار آمده که محدود به هفتاد نام نیست.هفتاد،بهانه ی وصل به سلسله نام هاست.بهانه صوفیانه نامگذاری است.عدد آنها از هفتاد بیشتر است؛عدد صفحه های کتاب این را به ما می گوید.این جا کتاب و کتابت،مقدم بر بهانه این هر دوست و البته نام و امضا مقدم بر این هر دو و بر بهانه آن.رویایی را بدون رویایی نمی توان خواند."امضا ها" که در چاپ فارسی و برای رهایی از معضل «ها» با نام "من گذشته امضا" منتشر شده است،رویایی را متوجه نام خود می کند.

۱۷ اسفند ۱۳۸۴
تماس